معرفی بهترین کتاب هایی که دانشجویان پزشکی باید بخوانند

در حرفه ی پزشکی و کادر حرفه ای درمانی بسیار محتمل است که عیدِ‌ نوروز هم محلی از فراغت نداشته باشد و با کشیک های شبانه، بیماران با مشکلات حاد و اورژانسی، موارد افزایش یافته ی تروما و تصادف و مسائلی از این دست، پر شود. اما اگر فراغتی دست داد، خواندن این هفت کتاب برای شاغلین به حِرَفِ مختلف پزشکی علی الخصوص پزشکان، خالی از لطف نیست.

یکم. درآمدی بر فلسفه ی طب / نوشته ی هنریک ر.ولف، استیگ آندرپرسن و ریبن روزنبرگ / ترجمه ی همایون مصلحی / نشر طرح نو

وقتی یک روانپزشک، یک متخصص گوارش و یک فیلسوفِ علم دست به دست هم دهند، احتمالاً با کتابِ خوبی در زمینه ی «فلسفه ی طب» روبرو خواهید بود. این کتاب همانطور که از نامش پیداست، «درآمدی» بر‌ «فلسفه ی طب» است و با حجمی مناسب و زبانی ساده و پیراسته، می کوشد مسائل بنیادینِ فلسفی را در زمینه ی امورِ‌ روزمره ی طبابت مطرح کند. مسائلی که در پزشکی روزمره آنقدر مسلم انگاشته می شوند که ممکن است هیچ گاه به خودآگاه آدمی هم راه پیدا نکنند و ایجادِ سوال نکنند. یک پزشک می تواند یک عمر طبابت کند و هیچ گاه از خود نپرسد که «بیماری چیست؟» و «بیمار کیست؟». سوال به نظر ساده می رسد اما کافیست کتاب را مطالعه کنید تا متوجه شوید که به این سادگی نمی توان در این مورد قضاوت کرد. «انسان چیست؟»، «انسان، ماشین است؟»، «روح وجود دارد؟»، «باورداشتن یا انکار روح چه تاثیری در رویکرد پزشکی می تواند داشته باشد؟»، «احتمال در پژوهش های پزشکی چه بارِ فلسفی‌ای دارد؟» و سوالاتی از این دست، می تواند تجربه ی لذت بخش و جذابی را در عین چالش برانگیز بودن برای شما فراهم کند. علاوه بر خودِ کتاب، از ترجمه ی خوب همایون مصلحی هم نباید گذشت، ترجمه ای روان، بدون دست انداز و وفادار به متن.

دوم. بیماری / نوشته ی هوی کرل / ترجمه ی احسان کیانی خواه / نشر گمان

مدتی است نشرِ گمان دست به انتشار مجموعه کتاب هایی تحت عنوان «تجربه و هنر زندگی» زده است. جلدِ نهم این مجموعه،‌ همین کتابِ «بیماری» است. لنفانژیولیومیوماتوسیس را یادتان هست؟‌ علائمش را چه طور؟ یادتان هست پروگنوزش چه طور بود؟ یادتان هست اسم دیگرش LAM بود؟ هوی کرلِ فیلسوف دچار این بیماری نادر شده، فصل اول کتابش را به داستانِ تشخیص و روند بیماری و دغدغه هایش پرداخته و از این رهگذر در فصل های بعد، نگاهی دوباره به بیماری و تعلقات فلسفی، زیستی، شناختی و وجودی آن داشته است. از آن دست کتاب های جذاب که بعد از خواندن به دیگران توصیه اش خواهید کرد.

سوم. بیماری به مثابه استعاره، ایدز و استعاره هایش / سوزان سانتاگ / ترجمه ی احسان کیانی خواه / نشر حرفه ی نویسنده

این کتاب هم مثلِ کتاب قبل، حاصلِ بیمار شدن یک نویسنده است. نویسنده ای که به سرطان مبتلا می شود و آنگاه با باری از استعاره ها و اسطوره ها مواجه می شود. بارهای اضافی زبانی، فرهنگی و عرفی که به بیماری اضافه می شود و بیماری را از صرفِ «بیماری» بودن خارج می کند. آن را گاه به یک شرم، به یک ترس، به یک انگ و … بدل می سازد. سوزان سانتاگ در این کتاب می کوشد که بیماری را از «تفسیر» پاک کند و بیماری را به موقعیت صرفِ «بیماری» بازگرداند. سانتاگ اعلام می کند که بیماری، بیماری است! این همه تفسیر و اسطوره به آن نبندید. سانتاگ در این کتاب مسائلِ جدی و دامنه داری را مطرح می کند. همین یک سوال را از کتاب بخوانید که چرا سرطان «کولون» از سرطان «ریه» شرم آورتر است؟ مطمئن باشید بقیه کتاب به همین اندازه، چالش برانگیز و متفکرانه نوشته شده است.

چهارم. تولد پزشکی بالینی / میشل فوکو / فاطمه ولیانی / نشر ماهی

متفکرینی وجود دارند که میشل فوکو را بزرگترین فیلسوف قرن بیستم می خوانند. فیلسوفی که بیش از هر چیز نامش با «تبارشناسی قدرت» گره خورده است،‌ ایده ای که به دست او پرورش یافته است. نمی توان ادعا کرد که متون فوکو، متونِ آسان‌‌فهمی مخصوصاً برای مشتغلین به رشته های پزشکی هستند اما مطالعه ی آنها می تواند دیدِ آلترناتیوی را در مورد مفهوم و کلیتِ پزشکی به دست دهد. این کتاب توسط نشر نقش و نگار هم با ترجمه ی یحیی امامی و عنوان «پیدایش کلینیک» منتشر شده است. اگر علاقه مند بودید می توانید تاریخ جنون را هم از میشل فوکو بخوانید؛ تاریخچه ای از پدیدارشدن روانپزشکی و بیمارستان های روانی.

پنجم. خاطرات پزشک جوان / میخائیل بولگاکف / فهیمه توزنده جانی / کتابسرای تندیس

میخائیل بولگاکف از معروف ترین نویسندگانِ پزشک است؛ نویسنده ای که همه او را با شاهکارِ «مرشد و مارگریتا» می شناسند. خاطرات پزشک جوان سه قسمت دارد که قسمتِ اول آن، هفت اپیزودِ رخ داده در محلِ خدمت بولگاکف بعد از پایان تحصیلِ‌ رشته پزشکی است. اگر طرح نیروی انسانی را در مناطق محروم گذرانده باشید، بعد از خواندن این کتاب، احتمالاً خاطراتِ مشابه خودتان هم به ذهنتان خطور خواهد کرد. تلفیقِ هنر ادبی بولگاکف و شیوه ی جذابِ روایت خاطراتش می تواند اوقاتِ خوب و لذت بخشی را نصیبتان کند!

ششم. مورتالیته و جیغ سیاه / دکتر زویا طاووسیان / میراث اهل قلم

«جفت را گم کردند و انگار نه انگار. چقدر سفارش کرده بودم وقتی این بیمار زایمان کرد جفتش را دور نیندازید تا برای آزمایشگاه بفرستم. بیمارمان سابقه مول (بچه خوره) داشت. مهم بود که جفت بررسی شود. انترن‌های پسر ایستاده بودند و با آب و تاب از افتخاراتشان تعریف می‌کردند. مرا هم دلداری می‌دادند. یکیشان گفت چه خبر شده خانم دکتر چرا دارین سکته می‌کنین؟ چیزی نشده که! چیزی که فراوانه جفت. جفت یه مریض دیگه رو به جای جفت اون یکی می‌فرستیم آزمایشگاه طوری نمیشه که. یک دفعه خدمه لیبر با یک مژده بزرگ به طرفمان آمد: بیاین خانم دکتر. این جفت همون مریضه. هنوز نبردم تو چاه مخصوص جفت بندازم. از خوشحالی می‌خواستم ببوسمش. جفت را مانند یک شیء گران بها بغل کردم و توی سطل فرمالین انداختم».
وقتی یک متخصص زنان و زایمان خاطراتِ خود را از دوره رزیدنتی با قلمِ روان و جذابش مکتوب کند، حاصل برای همه ی پزشکانی که در ایران مشغول تحصیل و کار هستند، تجربه ای فوق العاده خواهد بود. چاپ دوم این کتاب هم به تازگی روانه ی بازار شده است. کتاب را که خواندید، می توانید سری به دو مجموعه داستانِ قبلی خانم دکتر هم بزنید.

هفت. راند / دکتر مهدی ایزدی / نشر قطره

این کتابِ کم حجم و کوتاه در ۷۷ صفحه و ۸ داستان کوتاه، روایتی از سختی ها و گاه شیرین کاری های دوران دانشجویی رشته پزشکی به دست می دهد. کتاب بسیار خوش خوان و شیرین است و در یکی دو ساعت خوانده می شود. یکی از داستان ها با این جملات شروع می شود:‌« دانشجوی پزشکی بدبخت‌ترین دانشجوی دنیاست! دوباره روی کتاب حجیم و بدترکیب خم شدم. آنمی سیدروبلاستیک شامل دسته‌ای از بیماری‌ها با علل متفاوت است.عجب! این مزخرفات دیگر یعنی چه؟ اصلا به من چه مربوط است؟ آنمی سیدروبلاستیک! بیماری‌ای که اسمش را نشنیده بودم و حتم داشتم که بعدها هم با آن کاری ندارم. آنمی سیدروبلاستیک! خسته و فرسوده بودم. ترم باز هم به‌سرعت و پیش از آن‌که فرصتی برای مطالعه بماند، به پایان رسیده بود و امتحان، مثل همیشه نقطه‌ی پایان خشن و بی‌رحم ترم بود…»

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.